السيد الگلپايگاني

50

مجمع المسائل ( فارسي )

اظهارات بينه جرح را بشنود وبه آن حكم كند وخلاصه ، تا آنجا كه ممكن است كوشش در دفاع نمايد . س 13 - هر گاه دو نفر در أصل وكالت اختلاف كنند به اين كه ، يكى به ديگرى بگويد تو مرا وكيل نمودى وديگرى منكر شود ، يا اين كه وكالت مسلم باشد لكن در تلف مال يا كوتاهى نمودن وكيل اختلاف كنند يا در دفع مال به موكل اختلاف شود ، قول كداميك مقدم است ؟ ج - در موردى كه در أصل وكالت اختلاف كنند ، قول منكر وكالت ، مقدم است ودر مورد اختلاف در تلف مال يا تفريط وكيل ، قول وكيل مقدم است واگر اختلاف در دفع مال به موكل باشد ظاهر آن است كه قول موكل مقدم باشد . س 14 - عمرو دو سال پيش نخ پتوى يك شركت را بعنوان كميسيون به زيد مىفروشد ، زيد تمام وكمال بهاى نخ خريدارى شده را به عمرو پرداخت كرده ونخها را تحويل مىگيرد بعد از چند ماه زيد به عمرو مراجعه كرده ومىگويد شش عدل از نخها را وزن كردم وهر عدل يك كيلو كسرى دارد وعمرو بلا فاصله به زيد مىگويد عدلهاى ما كم نمىآيد ، دوباره عدلها را وزن كن اگر كسر آمد به من اطلاع بده ، زيد نخها را مصرف مىكند ودر عرض دو سال صحبتي از كم بودن نخ نمىكند وبه معاملات خود با عمرو ادامه مىدهد ، أخيرا عمرو با زيد معامله پتو مىكند وعلى الحساب بابت پتو به زيد پول مىدهد پتو ترقى مىكند وزيد به عمرو پتو نمىدهد وپول را هم بوى پس نمىدهد ومىگويد بابت كسر وزن نخهاى دو سال پيش حساب كردم ، آيا زيد مىتواند پول عمرو را كه بابت بيعانه پتو گرفته است بعنوان كمبود نخهاى دو سال پيش كه مربوط به يك شركت بوده وكم بودن آن هم ثابت نشده است نگهدارد يا خير ؟ ج - در صورت مفروضه كه عمرو زيد را وكيل كرده كه مال را وزن كند وبه أو اطلاع دهد وزيد مدعى كمبود است قولش مسموع وقبول است واگر عمرو يقين دارد كه مال تمام بوده وزيد دروغ مىگويد مىتواند أو را قسم بدهد . س 15 - شخصي اينجانب را وكيل شرعي نموده بود كه فلا قطعه زمين مرا به فروش ، وكيل انجام وظيفة نمود وبه موكل ابلاغ كرد ، بعد از مدتي موكل آمده نكول از فروش زمين